
تاتولدت چیزی نمانده ... چه روزهایی گذشت برما!!! چقد وابسته بودم به کسی که حتی بخودش هم وابسته نبود خدایا ببخش و ازگناهم بگذر که تورا فراموش کردم و عاشق بنده ات شدم ...روسیاهم در درگاهت ....خدای من هرگز تنهایم مگذار.........یاالرحم الراحمین...
ادامه مطلب
همیشه درون دل ادمهادردهایه فراوان بی صدا مخفی هستن ،که اجتناب ناپذیر هستند و خیلی ازان هاتادم مرگ وبعد درزیر خاک مدفون است باصاحبش. اری بسیاری ازاین عشقهاو جدایی و تنهایی و وصال وخیلی ازاتفاقات که بعدها راز میشود همچون رازهایه سربسته وفاش نشده . این روح سرگردان انسان است که تاابد درگیر عواقب گناه وهرچه کرده هست تاابد......... ...
ادامه مطلب
ولنتاین !!! باتو بهترین شب و روز را بی ولنتاین و داشتم ولنتاینم بهترین شب بود و بهترین خاطره زندگی باتو.. ... امروز ولنتاین بی تو یعنی جهنم یعنی بی نفس مثله یک جنازه بی تو یعنی مرگ باتو بودن یک عشق زیبا بود و الان نبودت یک حسرت کشنده همین و همین ولنتاین رابرایم تبریک ن تسلیت بگو...
ادامه مطلب
میدونی چی یادم میافته همش!!! اونهمه غیرتی که فک میکردم ومیدیدیم که برام داری...وقتی گفتی بهم که ه...چقد بی غیرتم که تو رو تنهاراهی حرم اقا میکنم ،خیلی م ناراحت بودی ویکم خوراکی و اب گرفتی برام و گفتی اول نرو .....گفتم چاره ی نیست باید برم و ...... اونشب جهنم واقعی بود برام .براتو چی؟ من چرااینقد رو تو حساب میکردم بااینکه میدونستم نمیتونی حتی خیلی بخای !!!! کاش دیگه برنمیگشتم الان تو راحت بودی درعوض ..من هم دیگه این شکنحهارو نداشتم ...کاش همون اول ک نشده بود وقتی رفتم دیگه میرفتم ..بخاطره تو .... حداقل الات اتیش حرفات بدلم زخم نمیزد ک این همونه !!!!!!! میدونم میای وب و هرروز میخوتی .. دلم نمیخاد ناراحت بشی ازم حتی وقتی خودم پراز ناراحتیم .... کاش قبل رفتن یبار میشد ببینمت...فکرشم نمیکنی چه حا...
ادامه مطلب
اصلن میدونی چکارکردی بامن!! تو این بازی یکطرفه برنده شدی و من دوسره بازنده. توبانبودمن راحت و ازاد ،اینقد ازاد که بدنبال مدیریت جدید و ماشین و خونه و خانواده هستی ،من هرروز درحصار قفس اسیرتر که قفس م هرروز تنگترو تنگر میشود ،من مانده ام بادلی پرخون و فکرو خیالی پرازعشق ،وتو همه اون عشق و روزها را کامل بدست فراموشی سپردی ...فراموشی حقت هست درست ولی موقع رفتن چرا قفسی از فولاد را برایم ساختی ؟؟باحرفایت که بعدازاینهمه وقت بازهم هنوزهم میگویی ...من واقعا همانی بودم که باو فروختی !!ازترس !ازعشق !یاخیانت؟؟کدام ؟؟عشق پاک وجان وتن و رنجوری که بپایت ریختم را اینطور جواب دادی!!انوقت اسمت راعاشق یامرد مینامی ؟؟واقعا؟؟ من شب وروز در قفسی ک بخاطرازادیه تو دران هستم درحال مرگ وتو درحال رشد بسویه زندگی هنو...
ادامه مطلب