دلتنگیهایه این روزهاکشنده تر از هرزمان تمام عمرم هست.
خدایا چکنم بااینهمه دلتنگی که دیگر باهیچ حرف و کاری تسکین نمیابد...حتی سرزدن به دربسته و دیدن جاهایه پراز خاطره ..
چه کنم خدایایه من !!!
خسته شدم ازدنیاوتنهاییام ،خسته ازخودم و فکرو خیال و خاطرات و لعن ونفرین و حسرت وغم وغصه ...
خودت بدادم برس و این دنیاو قفس تن را ازاد کن ازاین حبس و تاریکی ...خدایا جزتوکسی راندارم ..من تمام شدم فقط تویی که هستی پس دراغوش بکش مرا دیگر طاقت ندارم .....
برچسب: دلتنگم و با هیچکسم میل,دلتنگم و دیدار تو,دلتنگم آنچنان که اگر,دلتنگم خدایا,دلتنگم برای تو,
نویسنده: آناهیتا رحمانی