
هنوزهم همون اداما و همون اهنگا .....پراز خاطرات
میسوزاند همه وجودم را وقتی که حتی برایه ان روزها ویاداوری ک هرلحظه هست و انی رهایم نمیکنند قطره اشکی بریزم و اشکار اه وناله کنم هزارن چشم منتظرناراحتی م هستند تابگویند بله هنوزهم !!!! دیدی که حتی حق ناراحتی و غم هجران کشیدن را گرفته اند ازمن.. دلی دارم پراز خون که دیگر تاب وتوان ازکف داده.خدایا مراقب دلم باش
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رحمانی