اره خاستم بگم طبق معمول و همیشه من مقصرم ...مقصرم بابت هرچی سرم امده هرچی میاد و خاهدامد، اره توهم برو البته رفتی وبارفتنت صفحه هایی برام رقم زدی تو کتاب زندگیم که ن پاک میشه ن درست .
اره عزیزم مقصرمنم من
قلبی شکسته و داغون ،روحی درقفس و ولی سرگردون ،عشقی شکست خورده و مجنون ....لیلی بی مجنون
تن رنجور و ملول از دنیا وتنهایی و جسم بیمار ومعلول ....
خدایا دیگه طاقتم تموم شده خلاصم کن ازاینهمه درد ..خدایا مگه تو خدانیستی مگه نگفتی ازمادر نزدیکتری به بندهات نکته من بنده ت حساب نمیشم !!من بی مادر جز تو کسیو ندارم دیگه .تو که خودت میدونی تودیگه چرا !!!خدایاااااااااااااااااااااااااااا
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رحمانی