خرید بک لینک

توراحت باش

گفتم که من مقصرم ،اری اول تو امدی ،خاستم بارها خدافظی کنم گفتی نرو ..خاستی تو برگردی من گفتم مرو ...اکنون برایه هر لحظه ام میگوبم خدایا ببخش مرا...ولی بازگفتی بمان...باز گفتی باش تنهاوغریبم ...توگفتی و من ،،من گفتم و تو..

هردو مقصریم هردو.شاید من بیشتر چون این روزهارامیدیدم.

میدانم هنوزهم مخاطب خاصم هستی.

ولی مراببخش ...گفتم که من نبایدهاداشتم و تو بایدها....این راه خداوشرعش بود ومن نافرمانی کردم ...

ولی تو ....چه کردی برمن که بعد رفتنت بدترین روزهارابرایم رقم زدی..ولی من ازادت کردم رها از هرتقصیر واری از گناه ...ببین من کجا وتو کجا..

من لیاقت او وتورا نداشتم !!واقعا،؟؟؟

تو و او چه ؟؟کدام یک ازشما لایق من بودید؟

حرفهایت زیر خروارهاخاک هم اتشی خاموش نشدنی بردلم افروخته که تاقیامت شعله ور خاهد ماند...کاش فقط یک لحظه میگفتی چرا ؟

چرایش برایم ابی بر اتش بودو خاهد بود...

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:09

صفحه بندی