v
اکنون که دربسترناامیدی و بیماری گرفتارم و به شمارش نفسها وروزهایه عمرم افتاده ام، بفکر روزهایه گذشته ،روزهایی پرازغم و تنهایی که داشتم به چشمان اشکبارو پراز دردم افتاده ام.به روزهایه پرازعشقم و به روزهایه پرازفراق م فکرکه میکنم میبینم که حق باتوست اشتباه ازمن بوده که اجازه عشق به خود وتودادم.
به چه قیمتی بود!!!به قیمت جوانی تو وجسم بیمارم؟
ازاعماق وجودت حلالم کن.شاید که پروردگاربزرگ هم ببخشد و بیامرزد مرا وخلاصم کند ازاین این قفس تن ...
حق الناست را ببخش تااوهم ببخشد.
حلالم کن مخاطب خاصم
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رحمانی