هنوزهم بیادت هستم و دعایت میکنم ..چون عشق را باتمام وجود حس کردم ولحظه ای ازان روزها را فراموش نکرده ام.گفتم برایه کارت ندرکردم و باندازه چندسال نذرکردم ودرست شد .
گفتم خیلی گیراست نفرین و دعایم !!یادت هست ؟؟
کرد انچه که باید برایه اونی که باعث جدایمان شد ...
ولی برایه تو باانهمه حرف بازهم دعایت میکنم ...
اون دوشب و روز برایم باندازه کل زندگیم بودولی برایه تو مسخره بوده ؟؟؟؟
کدوم حرف و باورکنم که عاشقم بودی یا بازیچه ات !!!!
ن من هنوزهم باهمان خاطرات زندگی میکنم چون عاشق بودم
ن هنوزهم دعایت میکنم ......
روزهایه بارانیه من وتو چقدرباصفابود واکنون بهترین روزهابدون تو غمناکترین روزهایه زندیگم
ولی هنوزهم دعایت میکنم!!!!
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رحمانی